تبليغاتX
می نی مای کو
ــــــــــــــــــــــــــ مينيمايکو
دوشنبه یازدهم خرداد 1388
. . .

--------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در 14:20 توسط سعید حدادی.
یکشنبه پانزدهم دی 1387
کنار



من می‌روم

یا درخت‌های کنار جاده می‌آیند؟



+ نوشته شده در 19:0 توسط سعید حدادی.
شنبه بیست و سوم آذر 1387
دوست


خیلی سختش بود بگه دوست‌پسر ِ مامانمه

می‌گفت دوست ِ بابامه.



+ نوشته شده در 0:40 توسط سعید حدادی.
شنبه دوم آذر 1387
ژانر وحشت



- به نظر من زن‌ها دو دسته‌ان:

زن‌هایی که خیلی حرف می‌زنن و اعصابتو خورد می کنن

و زن‌هایی که کم حرف می زنن و اعصابتو خورد می‌کنن

- من جزو کدوماشونم؟

ـ تو خودت یه ژانر متفاوتی عزیزم!



+ نوشته شده در 0:1 توسط سعید حدادی.
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
هرمنوتیک پوزیتیویستی



وقتی می‌بینی زیرسیگاریت تا خرخره پر شده

معنیش این نیست که زیاد سیگار می‌کشی

معنیش اینه که خیلی وقته زیرسیگاریت رو خالی نکردی.




 
+ نوشته شده در 21:25 توسط سعید حدادی.
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
چپول




همه می‌خوان منو بچاپَن، اون‌وقت تو هی می‌گی چرا چرت و پرت‌هاتو چاپ نمی‌کنی؟






+ نوشته شده در 22:15 توسط سعید حدادی.
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
مرض




مرحوم، نه سرطان داشت، نه ایدز.

مرحوم، دچار ِ "سوءِ زن" شد و مرد.




 
+ نوشته شده در 15:22 توسط سعید حدادی.
جمعه سی ام فروردین 1387
گم





ناراحت شد از اینکه فقط توی توالت یادش می‌افتاد.





 
+ نوشته شده در 21:21 توسط سعید حدادی.
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387
تاکسی



ـ خیلی نامردی!

ـ برو بابا. مرد دیدی بکش رو خودت!




 
+ نوشته شده در 23:13 توسط سعید حدادی.
جمعه بیست و سوم فروردین 1387
روز



چه سعادتی‌ست

دانستن این‌که

فردا جمعه‌ست و می‌شود تا لنگ ظهر خوابید.



+ نوشته شده در 21:10 توسط سعید حدادی.
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
ته
 

 

 

قبلنا آدما که می مردن عمرشونو می دادن به شما.

ولی الان دیگه هرکی هرچی عمر داره خودش تا ته می کنه بعد می میره. مرده هم مرده های قدیم.

 

 

 

+ نوشته شده در 18:11 توسط سعید حدادی.
شنبه هجدهم اسفند 1386
سوء تفاوت
 


هرچی تا حالا من هی سکوت می‌کردم که یعنی "جواب ابلهان خاموشیست"

 اون بیچاره فکر می‌کرده که "سکوت علامتِ رضاست".





 
+ نوشته شده در 1:39 توسط سعید حدادی.
سه شنبه نهم بهمن 1386
بازار





ـ ببین عزیزم، باید اهل معامله باشی تا راحت زندگی کنی.

ـ باشه، قبول، من حاضرم 40 نمره از آی کیوی خودمو بفروشم. چقدر می ارزه؟




 
+ نوشته شده در 0:41 توسط سعید حدادی.
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
مشاهده



کی گفته آدم نمی تونه به خودش دروغ بگه؟





+ نوشته شده در 2:42 توسط سعید حدادی.
شنبه بیست و دوم دی 1386
سر خط




سلام نقطه مي خواستم بگم دلم تنگ شده ویرگول پشيمون شدم
نقطه آره ویرگول قرارمون اين بود که اين جمله رو نه من بگم ویرگول نه تو نقطه تو هيچ وقت نگفتي ویرگول من ولي چند بار از دهنم پريد نقطه واقعن پريد علامت سوال ولي توبه روم نياوردي نقطه حالا فکر مي کنم که بهتره تمومش کنيم نقطه تو حتا نميتوني زير يه قرار احمقانه بزني نقطه




  
 
+ نوشته شده در 2:4 توسط سعید حدادی.
پنجشنبه بیستم دی 1386
راستی





این رفیق ما هر وقت مست میشه گریه می کنه

هر وقت هوشیار می شه می خنده.





 
+ نوشته شده در 21:17 توسط سعید حدادی.
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
چشمهایت




تنها فرق دروغ گفتن و راست گفتن اینه که

وقتی دروغ می گی، دماغت دراز می شه ؛ همین .






+ نوشته شده در 0:17 توسط سعید حدادی.
شنبه پنجم آبان 1386
بین

 

 

- من نمی فهمم اصلن تو چرا اینقدر به من بی اعتمادی؟

- منم نمی فهمم تو چرا اینقدر به من اعتماد داری؟

 

 

+ نوشته شده در 0:32 توسط سعید حدادی.
چهارشنبه دوم آبان 1386
خیره

 

 

- خب ... دیگه بگو ... این روزا چیکار می کنی؟ 

-  دارم سعی می کنم چیزی یادم نیاد .

 

 

+ نوشته شده در 1:37 توسط سعید حدادی.
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
شوالیه

 

 

- من بهت افتخار می کردم.

- آره. من یه شوالیه بودم ، اما بدون اسب و زره و کلاه خود.

 

 

+ نوشته شده در 1:34 توسط سعید حدادی.
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386
ادامه




- تو هنوزم که هنوزه منو نمیشناسی.

- به خاطر همین هنوز دوسِت دارم.




+ نوشته شده در 0:9 توسط سعید حدادی.
سه شنبه سوم مهر 1386
سوز





- می سوزه...

- خب زودتر می گفتی حواسم باشه.

- چشامو می گم.






+ نوشته شده در 2:11 توسط سعید حدادی.
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
ازدواج



تز + آنتی تز = انتز




+ نوشته شده در 23:54 توسط سعید حدادی.
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
درد





- حالا چرا گریه میکنی؟ درد داشت؟

- نه... آخه اصلن درد نداشت.




+ نوشته شده در 23:53 توسط سعید حدادی.
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
آدمها

 


آدم ها به دو دسته تقسیم می شوند؛

دسته ی اول: کسانی که خیانت می کنند.

دسته ی دوم: کسانی که به خیانت متهم می شوند.




+ نوشته شده در 2:27 توسط سعید حدادی.
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
خاموشی


- می دونی الان دلم چی می خواد؟

- آره می دونم. چراغ رو خاموش کن، خیلی خوابم میاد.




+ نوشته شده در 1:15 توسط سعید حدادی.
جمعه دوم شهریور 1386
هی


من اگرنخوام بجز تو کسی رو ببینم، چه کسی رو باید ببینم؟



+ نوشته شده در 4:12 توسط سعید حدادی.
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386
سفر


می دانم ، این روزها که می گذرد در تدارک سفری

و نمی دانی ، این روزها که می گذرد سفر عمر من است.




+ نوشته شده در 2:12 توسط سعید حدادی.
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
سرخ


چیزی نگفت ولی انگار در سینه اش اناری ترکید



+ نوشته شده در 23:18 توسط سعید حدادی.
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
شرط


- جالبه نه؟

- چی؟

- اینکه هروقت تو میگی دوسم داری، بلافاصله من میگم: منم همینطور.

- آره، جالبه. یادِ سگِ پائولوف می افتم.




+ نوشته شده در 22:4 توسط سعید حدادی.